سلام خوبید ؟ داریم نزدیک مهر میشیم و من دیگه وقتی واسه گذاشتن پست جدید نمی کنم امروز رفتم ثبت نام اخه مدرسه قبلیم منحل شد و دوباره امدم نرجس اول دبیرستان هم نرجس بودم مدرسه خوبیه ! واسم دعا کنید با روحیه شاد تابستان اینده دوباره پیش شما بیام ![]()
تا بعد بای دوستان عزیزم ![]()
بزرگترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کند
يه روز معلم روي تخته دو تا خط موازي کشيد. خط بالايي نگاهي به خط پاييني انداخت و عاشقش شد، خط پاييني نگاهي به خط بالايي انداخت و عاشقش شد. همون لحظه بود که معلم داد زد: دو خط موازي هيچ گاه به هم نمي رسند
از زندگي هر انچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه انچه که ارزويش را داريم
چرا غم ها نمي دانند که من غمگين ترين غمگين دنيايم...بيا اي دوست با من باش که من تنها ترين تنهاي دنيايم
تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسان تر است،
عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====> مدرسه باز ميشه
غريب است دوست داشتن و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحم تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شدهاند
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم